السيد الطباطبائي
17
مجموعه رسائل ( فارسى )
علاقهمندان به بحثهاى عرفانى شناختهتر گردد ، دم فرو كشيده و رشته سخن را به دست با كفايت دو تن از تلاميذ فرزانه آن بزرگ ، كه هر دو از استادان بزرگ فلسفه و از عارفان نامى اين عصر به شمار مىروند ؛ مىسپارم ، تا هم قدر و منزلت رساله به خوبى دانسته گردد و هم روش سلوكى و شيوهء عرفانى مرحوم علامه قدس سره از زبان تلاميذ شايسته و خردمندش آشكار و هويدا گردد . « 1 » سخن حضرت استاد حسنزاده آملى دربارهء رسالة الولاية حضرت استاد درباره اين رسالهء شريف فرمودهاند : يكى از آيات بزرگى كه نشانهء مقام شامخ عرفان آن جناب است « رسالهء ولايت » است . انسان آنچه را مىگويد و مىنويسد ، تمام حالات انسان ، معرف باطن اوست ، حرف او معرف اوست ، تمام حالات شئون زندگى انسان ، عنوان باطن او هستند . به تعبير شيرين امير المؤمنين عليه السلام آدمى در زير زبانش نهفته است . آدمى در زير قلمش خفته است ، آدمى در گفتار و كردارش معرف خود است . كاسهء چينى كه صدا مىكند * خود صفت خويش ادا مىكند كتاب هر كس معرف ذات و سرّ و حقيقت اوست . يكى از آيات و علامات مقام شامخ عرفانى آن جناب ، « رسالهء ولايت » اوست . اين رساله با اينكه به حسب حجم ، قليل الحجم است و رسالهء ، لفظش كم است اما بسيار محتوايش بلند و فراوان است .
--> ( 1 ) . البته استاد بزرگوار و حكيم گرانقدر و عالم عامل و فقيه نحرير حضرت آية اللَّه محمدى گيلانى - دام ظله الوارف - كه حقير همواره مشمول عنايات و الطاف پدرانه آن سرور عزيز بودهام ، در كتاب يادنامهء علامه طباطبائى تمامى مخطوطات علامه فقيد و از آن ميان ، رسالهء حاضر را به اختصار معرفى فرمودهاند كه ما براى اجتناب از اطالهء كلام سخنان راهگشا و درس آموز معظم له را دربارهء رسالهء شريف ولايت نياورديم ، ولى به خوانندگان عزيز توصيه مىكنيم كه مطالعه مقالهء حضرت استاد - دام ظله - را در يادنامهء علامه كه از سوى انتشارات شفق به چاپ رسيده است از دست ننهند